روایتی از معلم گیلانی که امتی را قرآنی کرد
- شفت و گیلان
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
- d M Y
با هزاران شاگرد در ایران و منطقه، فلاحپور الگویی جهانی از آموزش مردمی قرآن خلق کرده که در نوع خود بینظیر است.
به گزارش پایگاه خبری دیار سید از فارس؛ در هفته معلم، همهجا پر است از گل و گلاب و تخته و گچ. نامهایی که در دل مدارس آشنا هستند و سالها درس دادهاند. اما گاه، در میان این جماعت اهل تعلیم، کسی پیدا میشود که خودش را در قالبهای رسمی جا نداده، اما دهها و صدها برابر بیشتر تعلیم داده است. نه در کلاس، بلکه در زندگی. نه در مدرسه، بلکه در جامعه. نه با کتاب درسی، بلکه با کتاب آسمانی. استاد فلاحپور از این دسته است.او نه تنها یک معلم، که یک جریان است. جریانی برخاسته از دل وحی. معلمی که قرآن را از تاقچه خانهها پایین آورد و به دل مردم نشاند. معلمی که شاگرد نداشت، بلکه خانوادهها را تعلیم داد. جامعه را تعلیم داد. و اکنون، در سراسر گیلان، ایران و حتی کشورهای همسایه، هزاران شاگرد دارد که او را نه با عنوان «استاد»، بلکه با صفتی عمیقتر میشناسند: معلم قرآنِ زندگیساز.
کلاس بدون دیوار و مدرسهای بیمرز
استاد فلاحپور هیچگاه کلاس نداشت؛ اما شاید اگر بخواهیم کلاس او را توصیف کنیم، باید از سالنهای پر از نور، از همایشهای پرشور، از حسینیهها و مساجد گرفته تا پارکها و باغهای شمالی، نام ببریم. جایی که دلها گرد هم آمدهاند، نه با اجبار، بلکه با شوق.آموزش در مکتب او یک اتفاق زنده است. رخدادی جاری، سیال، مردمی و عاشقانه. درس از دهان استاد جاری میشود، اما در دل صدها مخاطب همزمان نقش میبندد.او قالب سنتی «معلم–شاگرد» را شکست؛ خانواده را در آموزش دخیل کرد. کودک، مادر، پدر، پیر، جوان، دختر و پسر، همه در حلقههای تعلیم قرآن او جای دارند. او به جامعه نشان داد که تعلیم، فقط متعلق به مدرسه نیست؛ اگر پیامبر اسلام معلم امت بود، پس هر امت نیز مدرسهای میطلبد فراگیر و بیمرز.
بازگشت به شیوه نبوی با «اقرا و القا»
سبک آموزش فلاحپور، برگرفته از همان مکتب پیامبر است. نه حفظمحور به سبک خشک و رسمی، نه تکرارهای بیمعنا، بلکه بر پایهی اقرا (خواندن با درک و انس) و القا (الهام از دل به دل). در این روش، قرآن به کودک آموزش داده نمیشود، قرآن در کودک بیدار میشود.مادران بسیاری روایت میکنند که کودکشان پیش از آنکه زبان به کلام باز کند، آیههای قرآن را زمزمه کرده است. پدرانی هستند که خود در جوانی حافظ قرآن نشدهاند، اما حالا دست فرزندانشان را گرفتهاند و به نشستهای استاد میبرند، و خود نیز آموختن را از سر گرفتهاند.
روایتی از سهسالهای که راه نمیرود اما سوره بلد است
در یکی از گردهماییهای بزرگ، صدای تلاوتی شیرین در فضای سالن پیچید. حضار غرق در سکوت و حیرت بودند. تلاوت از جانب کودکی بود که هنوز بهسختی میتوانست بنشیند و برخیزد، اما سورههای قرآن را چنان میخواند که گویی سالهاست در مکتب وحی تعلیم دیده است.این کودک، تنها یکی از هزاران نمونهای است که در جلسات استاد تربیت شدهاند. کودکانی که قرآن را با شیر مادر درآمیختهاند. نسل تازهای که قرآن برایشان نه کتابی دینی، بلکه هویتی زیستی است.
از رودسر تا آستارا، از قزوین تا نجف؛ گستره یک نهضت قرآنی
شاگردان استاد فقط از یک شهر یا استان نیستند. از سراسر گیلان میآیند. رودسر، املش، لنگرود، صومعهسرا، فومن، شفت، آستانه و تالش و فراتر از آن، از رشت و قزوین و تهران و قم. بعضی از آنها حتی از نجف، کربلا، باکو و دوبی، در جلسات مجازی استاد شرکت میکنند.حلقههای تربیتیای که استاد بنا نهاده، با نامهایی چون «حاملان نور»، «سفیران الهی» و «خادمان قرآن» شناخته میشوند. هریک از این شاگردان، خود معلمی شدهاند برای دیگران. این زنجیرهی نور، پیوسته گسترش یافته و امروزه تبدیل به نهضتی قرآنی شده است که مرز نمیشناسد.
تربیت قرآنی برای زندگی نه مدرک!
یکی از برجستهترین ویژگیهای مکتب استاد فلاحپور، آن است که شاگردان او بهدنبال مدرک و رتبه نیستند. آنها میآیند تا با قرآن زندگی کنند. تا قرآن را نه در قاب، که در قلب نگه دارند. و همین روحیه، باعث شده است تلاوتهای برخی از شاگردان استاد، در جهان اسلام بیسابقه باشد.در بسیاری از کرسیهای بینالمللی تلاوت، از مالزی تا ترکیه، از مصر تا لندن، تلاوتهایی شنیده شده که بهاعتراف داوران جهانی، بیبدیلاند. و رد پای تربیت استاد فلاحپور در همه آنها پیداست.
معلمی بیادعا اما جهانی
استاد فلاحپور، با همه گسترهی تأثیرگذاریاش، همچنان همان مرد آرام، مهربان و بیادعایی است که در حاشیه جلسات، پای صحبت شاگردانش مینشیند. هرگز خود را بهعنوان شخصیت خاص مطرح نکرده. او نه مدرکی دارد و نه عنوانی. اما در دل هزاران نفر، نام او ثبت شده است.او معلمی است که جای خالی بسیاری از نهادهای رسمی را پر کرده است. نهادهایی که گاه آموزش قرآن را به کلاسهای سهروزه یا آزمونهای گواهینامهدار تقلیل دادهاند، اما استاد با جان و دل، روح آموزش را بازگردانده است.
هفته معلم، اگر قرار است معنا بیابد…
هفته معلم، اگر قرار است چیزی بیش از یک مراسم و چند شاخه گل باشد، باید به امثال فلاحپور تقدیم شود. به معلمانی که نهاد تعلیم را از محدوده آموزش رسمی بیرون بردهاند، و آن را به ساحت تمدن، اجتماع، خانواده و ایمان گره زدهاند.معلمانی که نه در اتاق اداری، که در دل جامعهاند. معلمانی که آینده را تربیت میکنند، نه فقط برای امتحان و دانشگاه، که برای بندگی، شکوفایی و ساختن جهانی بهتر.
اخبار مرتبط
دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.










