انفاق در عین تنگدستی/نازخاتون نیمی از دارایی خود را به سیلزدگان اهدا کرد
- شفت و گیلان , ویژه
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۸
- d M Y
ناز بانوی قصه وقتی شنید اشک آسمان خانه و کاشانههای بسیاری را درهمشکسته و جای خواب مردمش را تر و نمناک کرده است، اشکی بر گونههای چروکیدهاش حس کرد و ماهپیشانیاش را از طویله بیرون کشید و آن را هدیه کرد تا گرهگشای بخشی از رنجهای مردم سیلزده باشد.
به گزارش پایگاه خبری دیار سید از خبرگزاری فارس ؛ تا بوده شغل گیلانیان کشاورزی و دامپروری بوده، این آدمهای سراسر عشق و شورونشاط از این حیث همیشه در تاریخ ایرانزمین ماندگار بودهاند، میگویم آدمها چراکه رسم آدمیت را چنانکه میبایست در سراسر تاریخِ خون و عشق و ایثار نشانِ دیگران دادهاند.
اینجا، گیلان، بوییدنِ هوای کوه و جنگل و دریا، عشقی الهی را در دل مردمی ایجاد کرده که سنگلاخهای کوهپایههای گیلان را برای حراست ازآنچه مردِ کوهستانشان نویدِ مقاومت و صیانت داده بود با پایبرهنه دویدند و دویدند.
اینجا، گیلانی است که زمانی از روزگار تاریخ کشور که هزار هزار سربازِ بیگانه از جایجای دنیا به صدام ملعون پیوستند تا به قول خودشان جنوب کشورمان را اشغال کنند، عاشقان وطن از دورترین و شمالیترین نقطه به جنوب، به خرمشهر پرواز کردند، با پای تن نه که با پای دل به یاری اسلام و ایرانشان شتافتند.
اینجا، گیلان است سرزمین عشق و شعر و شعور، سرزمینی که حُبِّ ایران و اسلام در دل مردمش چونان غیرتی ساخته که در هر حادثهای، در هر سختی و بلایی که از زمین و زمان، از داخل و خارج بر آن ببارد مردانه یا علی میگوید برای یاری، برای ساختن و برای آبادانی.
زمانی که لرزهی زمین، ارگ را لرزاند، زمانی که خیل عظیمی از هموطنمان در شهری دوحرفی در زیر خروارها خاک با ایرانمان بدرود گفتند و این شهر هزاران حرف برای گفتن داشت، برنج و چای و بادام و زیتون؛ قوت قالب مردمی که ۶ ماه از سال را به کشت میپردازند و ۶ ماه باید ازاینپسانداز معیشت خود را بگذرانند عازمِ بم شد! نه بهزور و ناچار که با جانِ دل رهسپار کرمان شد.
سالها بعد زمین لرزهاش را به غرب فرستاد، قصر شیرین و آنطرفتر ها، زمان کشت و کار گیلانیها به اتمام رسیده بود حالا باید خزانه را وارسی میکردند، قیمت محصولات کشاورزی داخلی پایین بود، صادرات کم بود و واردات زیاد، برنجی که حتی بیش از آب مایه حیات گیلان بود و هست، از عرش به فرش افتاده بود، چرا؟ چون خودمان برنج نداشتیم باید وارد میکردیم، مجبور بودیم آخِر!
بگذریم، حالا باید از خزانه برنج برمیداشتند و باقی ماه را تا کشت مجدد بدون محصول، بدون پسانداز و از راههای دیگری مثلاً فروش صیفیجات و کارگری روزگار میگذراندند اما عشق به دستگیری هموطنی که در برف و باران گرفتار و بی آشیانه بود، مجالی برای فکر کردن و تصمیمگیری نمیگذاشت، همهاش بیقراری برای یاری بود و خدمت، چراکه این سرزمین خود درد دیده است و معنای از دست دادن و زمینگیر شدن را درک میکند.
سرزمین کوه و جنگل و دریا، هم از سرما جانش لرزیده و همخانههای مردمش با لرزهای عظیم با خاک همسطح شده، روزگاری را که شاید فراموش کرده باشیم اما در کشاکش روزهای پس از جنگ در زلزلهای در رودبار و در سالهایی نزدیکتر با دانههای سپید برف، روزگارِ دلیرمردان و شیر زنانِ سرزمین گیل و دیلم سیاه شد.
پس دردآشنا هستند این کشاورزان و دامدارانِ بهشت ایرانزمین، پس درد و رنج را میشناسند زمانی که خانه هاشان بر سرشان آوار شد و عزیزکرده هاشان را از دست دادند، از تصاویر برجایمانده از دلآزردهترین خاطرهشان (زلزله رودبار) پیداست که یک نفر داشت با خودش تنها/ زیر یک سقف زندگی میکرد.
غیرت تنها مختص مردها نیست، پای بر زمین گل آلودِ پر از غور و مار و زالو اثبات غیرت شیر زنان گیلانی است که با عشق در شالیزارهای گیلان نوای طبیعت سر میدهند و آواز میخوانند برای شکفتن خوشههای رنج و برنج.
دامداری هم که از قدیمالایام پیشه دیگر این مردم بوده هم قصهها دارد، قصهی طبیعت دوستی، قصه زندگی توأمان انسانها در کنار حیواناتی که رفیق و همدم تنهاییهای مردم گیل بودهاند، هر دامی یک نام داشت، پیشانیسفید، حنایی، مهتابی، گاه بسته به رنگشان، گاه بسته به زمان و موقعیت به دنیا آمدنشان، این علاقه به دست پروده شان آنقدر زیاد است که تا هفتهها یا حتی ماهها شیر دام را نمیدوشند تا از انقطاع مهر گوساله و بره و مادر پرهیز شود.
این روزها که آسمان از درد شروع به گریستن کرده و نوروز مردممان را در برخی استانها تاکنون بیرنگ کرده و سکوتی دردآلود به خانههایشان روانه کرده بازهم قصه نوعدوستی از این خطه سرسبز به گوش میرسد.
این بار قصه، قصهی ناز بانوی تالش زبان گیلانی است، پیرزنی که دلش بهسان دریای خزر بزرگ و بخشنده است.
او که در روستایی بسیار دور بانام رکو گذر عمر را در کلبهای کوچک به نظاره نشسته اما خبر از حال مردمش در کیلومترها دورتر دارد و ضربان قلبش برای دستگیری از سیلزدگان مدام میزند.
انگار کن همه زندگیات، یک یا دو دام و باشد و چند باغ و اندکی زمین شالی که خرج خوراک و پوشاک خانوادهات را بهناچار تا پایان سال تضمین کند، آنوقت چگونه میتوانی انفاقی عظیم کنی؟ اما اینجاست که مولایمان دلهایمان را قرص میکند و میفرماید: « سودى که شما از آنچه بخشیدهاید مىبرید بیشتر از سودِ کسى است که با خواهش از شما چیزى به او مىرسد.»غررالحکم/ ۳۸۳۴ پس انفاق زمانی دستگیر انفاق کننده خواهد شد که در زمان نیاز و تندپگدستی باشد و طبق فرموده مولا نزد خدا بارورتر خواهد شد.(تحفالعقول/۱۷۲)
غیرت شیر زنان دیار گیل و دیلم سابقهای دیرینه دارد، از گذشتن از نازپروردههای خود و دودستی به آغوش شهادت فرستادنشان گرفته تا گذشتن از تمام زندگی برای آبادانی و خیررسانی به مردم آسیبدیده، این غیرت را میتوان در تقدیم ۳۳ بانوی شهیده گیلانی و حضور بیش از ۳۰۰ رزمنده بانوی گیلانی در جبهههای هشتساله خون و آتش در تاریخِ این دیار ثبت کرد.
وله ناز بانوی چهراش، یکی از همین اسطورههایی است که در نامساعدترین شرایط اقتصادی روزگارمان که با همسر وفادارش در کلبهای کوچک، در روستایی کوچک و دور در گیلان عمر شیرین میگذراند از طریق دامداری امرارمعاش میکند اما بااینکه خود از بسیاری از مشکلات معیشتی رنج میبرد، اما دلِ باصفا و رنجکشیدهاش معتقد است که آن را که وفا نیست ز عالم کمباد!
ناز بانوی قصه وقتی شنید اشک آسمان خانه و کاشانههای بسیاری را درهمشکسته و جای خواب مردمش را تر و نمناک کرده است، اشکی بر گونههای چروکیدهاش حس کرد و ماهپیشانیاش را از طویله بیرون کشید و آن را هدیه کرد تا گرهگشای بخشی از رنجهای مردم سیلزده باشد. «اى کسانى که ایمان آوردهاید ازآنچه به شما روزى دادهایم انفاق کنید پیش از آنکه روزى فرارسد که در آن نه دادوستدی است و نه دوستى و نه شفاعتى.» بقره/۲۵۴
در این روزهای وانفسایی که هزاران خبر ناخوشایند قلبمان را به تپشی دردناک میاندازد این انفاق موجی از امید به مهر و دوستی را در دلهایمان زنده کرد و بزرگی و انفاق در عین تنگدستی را در عمل به همگان آموخت و وله ناز خاتون قصه ما را درسی بزرگ برای فصلهای کتابهای درسی کودکانمان کرد، امید است این درسهای حقیقی زندگی الگوی راه ما و فرزندانمان باشد و از یادها فراموش نشود.
شایان ذکر است یک رأس گاو اهداشده برای کمک به مردم مناطق سیلزده توسط این بانوی تالشی ارزشی هشت میلیون تومانی داشت که برای ارسال به مناطق سیلزده به هلالاحمر گیلان داده شد
اخبار مرتبط
دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.










