امروز: جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵

«بعثت» سرآغاز رحمت الهی است

«بعثت» سرآغاز رحمت الهی است

استاد انصاریان  به اهداف، پیام و فلسفه بعثت پیامبر اکرم(ص) اشاره و اظهار کرد: «بعثت» در حقیقت تکمیل کننده نعمت‌های الهی و سرآغاز رحمت الهی است. در حدیثی از امام زمان(عج) آمده است: «إنَّ اللّه‌َ بَعَثَ مُحَمَّداً رَحمَهً لِلعالَمینَ وتَمَّمَ بِهِ نِعمَتَه؛ خداوند محمّد(ص) را مبعوث کرد تا رحمتى براى جهانیان باشد و نعمت خود را به وسیله بعثت ایشان تمام کند». بحارالأنوار: ۵۳/ ۱۹۴

 

به گزارش دیار سید از شفقنا- «حرکت عقلى»، «اصلاح قلب» و «اصلاح نفس» را از اهداف بعثت پیامبر(ص) برشمرد و بیان کرد: مکه طبق نوشته‌های اهل تاریخ و بر اساس آیات قرآن و روایات و بخشی از خطبه‌های نهج‌البلاغه غرق در همۀ مفاسد بود. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: تمام رشته‌های درستی از هم گسسته بود، شرک همراه با سیصد و شصت بت بی‌جان مسلط بر فکر و جان و قلب مردم بود، در همۀ شئون زندگی مرد و زن دچار انحراف بودند.

پیغمبر(ص) در میان مردم عصر جاهلیت سختی های بسیار کشید و بعد از بیدار کردن عقول، بعد از وادار کردن مردم به تفکر و اندیشه، بعد از اینکه ارتباط مردم را از بت‌های برون و درون و هوای نفس قطع و آنها را به پروردگار وصل کرد، روحیۀ عبادت در میان آنها ایجاد کرد و کبر آنان را معالجه نمود.

استاد انصاریان یادآوری سفارشات و توصیه های پیامبر(ص) را برای امروز حائز اهمیت دانست و گفت: رسول خدا(ص) به مردم توصیه می‌کند: «به عهد خود وفادار باشید، امانت را ادای و ترک خیانت نکنید، با صدای نرم سخن بگویید، از تکبّر دوری کنید و به یکدیگر سلام کنید، حق همسایگان را رعایت کنید، آرزوهاى خود را کم کنید، عاشق آخرت شوید، از قیامت در وحشت باشید. به هیچ قیمتى، رابطه خود را با خدا قطع نکنید، قرآن را بفهمید. تا آخر عمر خود به یک مسلمان فحش و ناسزا نگوئید. دین من دین فحش نیست. بترسید از این که از گناه کار اطاعت کنید. بترسید از این که از یک دولت عادل اسلامى سرپیچى کنید. بترسید از این که راست‌گویى را تکذیب کنید. بترسید از این که دروغ گویى را تصدیق کنید. خدا را همه جا یاد کنید. براى هر گناهى که کردید توبه کنید و عذر بخواهید و براى گناهان پنهان باطنى و گناهان آشکار ظاهرى توبه کنید».

هدف بعثت پیامبر(ص): «حرکت عقلى»

این مبلغ برجسته در ادامه سه هدف بعثت پیامبر(ص) را برشمرد و گفت: بزرگ‌ترین حادثه تاریخ بشر، بعثت پیامبران خداست. پیامبران الهى براى اصلاح سه عضو از وجود انسان فرستاده شده‌اند، زیرا بى‌شک، سعادت دنیا و آخرت انسان و خرابى دنیا و آخرت او در صلاح و فساد سه عضو «عقل، قلب و نفس» است. بنابراین اولین هدف بعثت پیامبر(ص) «حرکت عقلى» و به عبارتی اصلاح عقل، رشد فکر انسان و قرار دادن اندیشه او در مسیر صحیح و سلامت است، زیرا انسان مى‌تواند در سایه نبوت، از نظر فکر به جایى برسد که فقط فکر خیر و اندیشه پاک داشته باشد و در مغز او نقشه صلاح و پاکى باشد، چرا که اگر درِ هر دانشى را به روى فکر بشر باز کنند، این تابلوى ارزنده از رسول گرامى اسلام(ص) باقى مانده است که «اطلبوا العلم من المهد الى اللحد» از گهواره تا گور زمان دانشجویى است و از گور به بعد، زمان برداشت محصولات دانش است «الدنیا مزرعه الآخره».

استاد انصاریان بیان کرد: هر کسى را که نزد پیامبر(ص) تعریف مى‌کردند، حضرت دو پرسش مى‌فرمود، اگر مثبت بود، مى‌گفت: تعریف شما درست است، اگرنه، مى‌فرمود: عقل او چگونه است؟ یا درباره مرگ چگونه فکر مى‌کند؟ آیا او با عینک مادى به دنیا مى‌نگرد یا اعماق عالم را مى‌بیند؟ انبیا به عقل انسان‌ها حرکت مى‌دهند و دنیاى وسیعى را در برابر اندیشه آنها باز مى‌کنند.

هدف بعثت پیامبر(ص): «اصلاح قلب»

این محقق، مفسر و پژوهشگر علوم قرآنی «اصلاح قلب» را دومین هدف بعثت پیامبر(ص) دانست و تصریح کرد: هدف دوم نبوت و بعثت انبیا، براى اصلاح قلب مردم بوده است. مردم ممکن است عقل خود را از علم پُر کنند، اما اگر عقل درستى نباشد و اگر قلب با واقعیات الهى کنترل نشود، عقل با علم به خنجر تیزى تبدیل خواهد شد که از پشت به هر کسى مى‌زند. نبوت تنها بر علم تکیه ندارد.

هدف بعثت پیامبر(ص): «اصلاح نفس»

وی درباره «اصلاح نفس» به عنوان سومین هدف مبعث پیامبر(ص) گفت: سومین هدف انبیا براى اصلاح نفس و به تعبیر ساده‌تر، اصلاح اخلاق و آراستن مردم به صفات الهى با تأکید بر اخلاق الهى است. دستورهاى مهمى هم که در جانب عقل است، در اصلاح قلب و نفس است که این دستورها در یک مجموعه وسیعى در قرآن، گنجانده شده است. در کتاب «الذریعه الى تصانیف الشیعه» نام کتاب‌هایى که براى اصلاح قلب، عقل و نفس است از الف تا یاء آمده است. کتاب «اعیان الشیعه» براى شناخت نویسندگان آن در شصت جلد، دانشمندانى را که از راه قرآن و روایات براى اصلاح قلب و عقل و نفس اقدام کرده‌اند، نام مى‌برد. پیامبر(ص) براى اصلاح این سه ناحیه سفارشات یا پیشنهاداتی دارند.

سفارشات پیامبر(ص)

استاد انصاریان ادامه داد: پیامبر(ص) به ترک گناهان سفارش می‌کنند و می‌فرمایند: «أوصیک بتقوى اللّه؛ سفارش مى‌کنم که رابطه خود را با همه گناهان، به ویژه گناهان کبیره قطع کنید».

امیرالمؤمنین علی(ع) خطبه‌اى در نهج‌البلاغه درباره زهد و ورع و محرمات دارند. حضرت در این خطبه مى‌فرماید: «به آن چه شما را دعوت کردم و آن این که با گناهان کبیره ترک رابطه کنید» امام صادق(ع) مى‌فرماید: «گناهان کبیره گناهانى هستند که قرآن مجید به آن وعده حتمى آتش داده است. ربا گناه کبیره است، زنا گناه کبیره است که در قرآن مانند ربا به آن وعده آتش داده شده است. شراب و قمار با شرط و بدون شرط با پول، موسیقى حرام، خوردن مال یتیم و ظلم به حق مردم، به امید کَرَم خدا معصیت کردن، گناه کبیره است. به این امید هم وعده آتش داده شده است که هر کس تقوا پیشه کند، هم در دنیا و هم در آخرت منفعت آن را مى‌برد».

وی گفت: رسول خدا(ص) به مردم توصیه می‌کند: «به عهد خود وفادار باشید، امانت را ادای و ترک خیانت نکنید، با صدای نرم سخن بگویید، از تکبّر دوری کنید و به یکدیگر سلام کنید، حق همسایگان را رعایت کنید، آرزوهاى خود را کم کنید، عاشق آخرت شوید، از قیامت در وحشت باشید. به هیچ قیمتى، رابطه خود را با خدا قطع نکنید، قرآن را بفهمید. تا آخر عمر خود به یک مسلمان فحش و ناسزا نگوئید. دین من دین فحش نیست. بترسید از این که از گناه کار اطاعت کنید. بترسید از این که از یک دولت عادل اسلامى سرپیچى کنید. بترسید از این که راست‌گویى را تکذیب کنید. بترسید از این که دروغ گویى را تصدیق کنید. خدا را همه جا یاد کنید. براى هر گناهى که کردید توبه کنید و عذر بخواهید و براى گناهان پنهان باطنى و گناهان آشکار ظاهرى توبه کنید».

نیکی بسیار پیامبر(ص) در برابر ناسپاسی مردم

استاد انصاریان به نمونه‌ای از اخلاق‌مداری پیامبر(ص) در برابر مردم اشاره و بیان کرد: حضرت موسی بن جعفر(ع) از پدرانش از امیرالمؤمنین(ع) روایت می‌کند که پیامبر(ص) همواره و پیوسته بسیار نیکوکار و احسان کننده بود که نیکی و احسانش از سوی مردم سپاسگزاری نمی‌شد و نیکی او نسبت به قریش و عرب و عجم فراگیر بود و ما اهل‌بیت(ع) هم بسیار نیکوکار و احسان کننده هستیم که نیکی ما سپاسگزاری نمی‌شود و مؤمنان برگزیده نیز مانند ما هستند.

جامعه جاهلیت غرق در همه مفاسد بود

وی در ادامه به عصر جاهلیت زمان پیامبر(ص) اشاره و خاطرنشان کرد: مکه طبق نوشته‌های اهل تاریخ و بر اساس آیات قرآن و روایات و بخشی از خطبه‌های نهج‌البلاغه غرق در همۀ مفاسد بود. در نهج‌البلاغه می‌فرماید: تمام رشته‌های درستی از هم گسسته بود، شرک همراه با سیصد و شصت بت بی‌جان مسلط بر فکر و جان و قلب مردم بود، در همۀ شئون زندگی مرد و زن دچار انحراف بودند، درمان جامعۀ مکه بسیار کار مشکلی بود، با همۀ وجود با حقی که برایشان آمده بود مبارزه می‌کردند.

وجود مبارک رسول خدا(ص) چند کار بسیار مهم را با کمک قرآن کریم در مکه انجام دادند؛ البته با تحمل سخت‌ترین هجوم‌ها، تهمت‌ها و ضدیت سنگین مردم با خودشان، با اینکه اسلحه‌ای هم در دست نداشتند و سیزده سال مکه فرمان جهاد هم به حضرت داده نشد، همۀ اسلحه پیغمبر قرآن مجید و زبان الهی و ملکوتی و اخلاق بی‌نظیر آن حضرت بود.

پیامبر(ص) روحیۀ اندیشه و تفکر را در مردم ایجاد کرد

یکی از کارهای مهمی که پیامبر(ص) انجام دادند، ایجاد روحیۀ اندیشه و تفکر در آن مردم بود، تفکر را به‌عنوان عبادت ارائه کردند و ارزش این عبادت را برابر با یک سال بندگی دانستند «تفکر الساعه خیر من عباده سنه» یک لحظه دربارۀ خودتان، دربارۀ جهان، دربارۀ عاقبتتان، دربارۀ موجودات اندیشه کنید و از طریق این اندیشه به حق برسید که برابر با یک سال عبادت است.

وی افزود: اگر در سوره‌هایی که در مکه نازل شده مخصوصاً سوره‌های جزء‌های آخر قرآن دقت کنید، می‌بینید که این برنامۀ عظیم را پیغمبر اکرم با همۀ توان دنبال کردند که عقل خوابیدۀ مردم را بیدار کنند و مردم را از طریق اندیشه و تفکر به حقایق عالم وصل کنند؛ چون علم مردم مکه فقط علم به شکم و شهوت بود، پیغمبر اکرم بسیار رنج کشید تا مردم را از توجه تام به شکم و شهوت آزاد کند و نجات دهد و یک افق‌های عظیمی را در برابر عقل و فکر مردم باز کند.

پیامبر اندیشه‌های مردم را از بند شهوت و شکم آزاد کرد

استاد انصاریان آزادی اندیشۀ مردم را دیگر اقدام پیامبر در جامعه جاهلیت عنوان کرد و گفت: یکی از اقدامات پیغمبر حرکت فکری و عقلی، بیدار کردن اندیشۀ مردم برای آزاد شدن آنان از بند شکم، شهوت، حیوانیت و درندگی بود. این کار پیامبر برای توجه دادن مردم به وجود مقدس پروردگار مهربان عالم بود، وقتی زمینۀ اندیشیدن را فراهم کرد، آرام آرام روحیۀ عبادت را نسبت به پروردگار در آنها زنده کرد و به مردم گفت: «حال که فکر کردید و فهمیدید هستی یک کلیددار دارد، هستی یک خالق دارد، هستی یک مالک دارد، هستی یک ربّ دارد، هستی جلوۀ رحمت وجود مقدس اوست؛ حالا نوبت این است که تمام بت‌های درونی و برونی را دور بریزید و باطن را برای تجلی توحید آماده کنید، روح و بدن را برای عبادت وجود مقدس او هزینه کنید، عبادتی که شما را به حرّیت و رضایت‌الله و مغفرت‌الله و جنت‌الله می‌رساند».

پیامبر(ص) کبر مردم عصر جاهلیت را معالجه کرد

وی عنوان کرد: یک کار دیگر پیغمبر(ص) بعد از بیدار کردن عقول، بعد از وادار کردن مردم به تفکر و اندیشه، بعد از اینکه ارتباط مردم را از بت‌های برون و درون و هوای نفس قطع کرد و آنها را به پروردگار وصل کرد، روحیۀ عبادت در آنها ایجاد کرد و کبر آنان را معالجه نمود.

عربی که بند کفشش پاره می‌شد و از تکبر خم نمی‌شد، ببندد و کفش را از پایش درمی‌آورد و می‌رفت؛ عربی که خودش را یک سر و گردن از مردم دنیا و عجم (غیرعرب) بالاتر می‌دانست، عربی که هزار نوع ادعا در روحیۀ کبر و استکبارش داشت؛ عربی که روزهای اول بعثت می‌گفت، چه معنی دارد یتیم عبدالله معلم و راهنمای ما شود؛ عربی که به پیغمبر می‌گفت تو اختلال روانی داری، می‌گفت تو ساحر و دروغگویی؛ این عرب را بعد از زنده کردن اندیشه‌اش روحیۀ عبادت در او ایجاد کرد، حالا می‌آید داخل مسجدالحرام کتک می‌خورد، از دشمن طعنه می‌شنود، سنگ به او می‌زنند، تهدیدش می‌کنند، می‌ایستد به نماز و رکوع می‌کند و سجده می‌کند و تشهد می‌خواند، می‌آید به پیغمبر اقتدا می‌کند. پیامبر چنان کبر را معالجه کرد که عرب با عشق و علاقه پیشانی روی خاک می‌گذاشت و «سبحان ربی الاعلی و بحمده» می‌گفت.

پیامبر(ص) روحیۀ نصیحت‌طلبی و موعظه‌خواهی را در مردم زنده کرد

وی احیای روحیۀ نصیحت‌طلبی در مردم مکه را از دیگر اقدامات پیامبر عنوان کرد و گفت: در آن زمان اندیشیدن و روحیۀ عبادت ایجاد کردن جریان پیدا کرد تا امروز که می‌بینید میلیون‌ها نفر شبانه‌روز پنج بار در برابر وجود مقدس حضرت حق پیشانی به خاک می‌گذارند، این‌قدر اندیشه را در مردم قوی کرد که در این کرۀ زمین بالاترین کتاب‌های علمی و روانکاوی و اخلاقی و حقوقی و فقهی برای امت پیغمبر است.

کار دیگری که پیامبر کرد و خیلی عجیب بود، روحیۀ نصیحت‌طلبی و موعظه‌خواهی را در مردم زنده کرد. ایشان کاری کرد که عرب در مکه، در مدینه، در جنگ‌ها، در ایام آرام بودن اوضاع می‌آمد زانو می‌زد و با شوق و با عشق به پیغمبر اکرم می‌گفت: «عظنی یا رسول‌الله» من را نصیحت کن، من را موعظه کن. عربی که به او می‌گفت دیوانه و ساحر و کذاب، حالا می‌آید با یک دنیا ادب زانو می‌زند و می‌گوید: «عظنی» من را موعظه کنید.

امیرالمؤمنین(ع) به حضرت مجتبی(ع) می‌فرماید: «احی قلبک بالموعظه» حسن جان دلت را با موعظه زنده کن. پیامبر(ص) چنان روحیه موعظه طلبی را زنده کرد که عرب‌ها که مؤمن و اصلاح شدند با چه علاقه‌ای می‌آمدند می‌گفتند: «عظنی» ما را موعظه کن، موعظه‌های پیغمبر را جمع و کتاب جداگانه کردند.

پیغمبر در مسجد تنها بود، ابوذر آمد رد شود، دید پیغمبر تنها نشسته، آمد به حضرت گفت: «عظنی» پیغمبر هم موعظه‌اش کرد. علامۀ مجلسی(ره) موعظۀ پیغمبر به ابوذر را در هفتصد صفحه شرح داده است.

استاد انصاریان در پایان گفت: من یادم است بچه بودم در خانه‌های پیشینیان ما کتاب «عین الحیاه» بود، مخصوصاً شب‌های زمستان مرد خانه، زن و بچه را می‌نشاند و دو تا سه صفحه از این «عین الحیاه» را می‌خواند. همان‌ها را خواندند که پدرها و مادرهای ما درست شدند، یعنی دائم در خانه‌های شیعه موعظه و نصیحت بود، امروز هم باید چنین باشد.

 

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

استفاده از مطالب فقط با نوشتن نام پایگاه خبری دیار سید مجاز است