امروز: جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵

مقام و جایگاه «مادر» در اسلام

مقام و جایگاه «مادر» در اسلام

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س)، دیدگاه های این مرجع تقلید پیرامون جایگاه مادر را در یادداشتی بازنشر کرده است.

به گزارش پایگاه خبری دیار سید ؛ متن این یادداشت عینا بازنشر می شود:

«گرچه در جهان امروز در باره مقام مادر سخن بسیار گفته مى شود و حتى روز بیستم جمادی الثانی مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام رابه نام «روز مادر» و تکریم از شخصیت والای این موجود مقدس اختصاص داده اند.[۱]

اما متاسفانه وضع تمدن ماشینى چنان است که رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلى زود قطع مى کند آن چنان که کمتر روابط عاطفى بعد از بزرگ شدن در میان آنها دیده مى شود.[۲]

منظره دردناک آسایشگاه هاى بزرگسالان در جوامع بشری که مرکز پدران و مادران ناتوانى است که از کار افتاده اند و از خانواده طرد شده اند شاهد بسیار گویایى براى این حقیقت تلخ است.[۳]

مردان و زنانى که بعد از یک عمر خدمت، و تحویل فرزندان متعدد به جامعه در ایامى که نیاز شدیدى به عواطف فرزندان، و کمک هاى آنها دارند، به کلى رانده مى شوند، و در آنجا در انتظار مرگ روزشمارى مى کنند، و چشم به در دوخته اند که آشنایى از در درآید، انتظارى که شاید در سال یک یا دو بار بیشتر تکرار نمى شود! به راستى تصور چنین حالتى زندگى را براى انسان از همان آغازش تلخ مى کند و این است راه و رسم دنیاى مادى و تمدن منهاى ایمان و مذهب.[۴]

این چالش جهانی در حالی است که در اسلام آیات و روایات شگفت انگیزى در این زمینه وجود دارد که اهمیت فوق العاده مقام مادر را به مسلمانان توصیه مى کند، تا نه تنها در سخن، بلکه در عمل ، در این باره بکوشند.[۵]

اگرچه عواطف انسانى و مسأله حق شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین کافى است، ولى چون اسلام در مسائلى که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح درمى یابد سکوت نمى کند، بلکه براى تأکید در چنین موارد دستورهاى لازم را صادر مى کند، در مورد احترام والدین به ویژه قدرشناسی از مقام مادر آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسأله اى چنین دیده مى شود.[۶]

مادر؛ اساس خانواده و پناهگاه فرزندان

واژه«ام »[۷] (مادر) در لغت به معنى اصل و اساس هر چیزى است و اگر«مادر» را «ام» مى گویند به خاطر این است که اساس و اصل فرزندان و ریشه خانواده و پناهگاه فرزندان در حوادث و مشکلات مى باشد.[۸] و فرزندان در مشکلات به او پناه مى برند، و نزد او مى مانند.[۹]

مادر شدن و اجر ویژه آن در کلام رسول خداصلی الله علیه و آله

در حدیثى مى خوانیم: ام سلمه خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: همه افتخارات نصیب مردان شده، زنان بیچاره چه سهمى از این افتخارات دارند: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:« بلى اذا حملت المرأه کانت بمنزله الصائم القائم المجاهد بنفسه و ماله فى سبیل اللَّه فاذا وضعت کان لها من الاجر ما لا یدرى احد ما هو لعظمه، فاذا ارضعت کان لها بکل مصه کعدل عتق محرر من ولد اسماعیل، فاذا فرغت من رضاعه ضرب ملک کریم على جنبها و قال استانفى العمل فقد غفر لک!؛ آرى (زنان هم افتخارات فراوانى دارند) هنگامى که زن باردار مى شود در تمام طول مدت حمل به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، و هنگامى که وضع حمل مى کند آن قدر خدا به او پاداش مى دهد که هیچکس حد آن را از عظمت نمیداند، و هنگامى که فرزندش را شیر مى دهد در برابر هر مکیدنى از سوى کودک خداوند پاداش آزاد کردن برده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهد، و هنگامى که دوران شیرخوارگى کودک تمام شد یکى از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوى او مى زند و مى گوید: برنامه اعمال خود را از نو آغاز کن چرا که خداوند همه گناهان تو را بخشیده”! (گویى نامه عملت از نو آغاز مى شود)[۱۰]،[۱۱]،[۱۲]

شکر گزاری از پدر و مادر به مثابۀ شکر خداوند

در آیات قرآن اهمیت زیادى به احترام و اکرام به پدر و مادر، داده شده است؛ خداوند در قرآن مجید صریحاً دستور شکرگزارى نسبت به پدر و مادر را صادر کرده و آن را در کنار شکرگزارى از خودش قرار داده است، لذا مى فرماید: «وَوَصَّیْنا الْانْسانُ بِوالِدَیْهِ.. انِ اشْکُرْ لى وَلِوالِدَیْکَ الَىَ الْمَصیر؛ ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم…که براى من و براى پدر و مادرت شکرگزارى کن که بازگشت همه شما به سوى من است».[۱۳]،[۱۴]

زحمت بی شائبه مادر مهربان

آن گاه زحمات فوق العاده مادر و لزوم حق شناسى در برابر مادر مورد تأکید قرار گرفته و آمده است: «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً؛[۱۵]مادر، او را با اکراه و ناراحتى حمل مى کند، و با ناراحتى بر زمین مى گذارد، و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سى ماه است» [۱۶]

این مساله از نظر علمى ثابت شده، و تجربه نیز نشان داده که مادران به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه اى را متحمّل مى شوند.[۱۷]

 مادران در دوران باردارى گرفتار وهن و سستى مى شوند، چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود اختصاص مى دهند، و بهترین مواد حیاتى وجود خود را تقدیم او مى دارند.[۱۸]

لذا از نخستین روزهاى انعقاد نطفه، حالت مادر دگرگون مى شود، و ناراحتی ها پشت هم پدید مى آید، حالتى که به آن «ویار» می گویند و یکى از سخت ترین حالات مادر است.که به گفتۀ پزشکان بر اثر کمبودهایى است که در جسم مادر به خاطر ایثار به فرزند رخ مى دهد.[۱۹]

 به همین دلیل، مادران در دوران باردارى گرفتار کمبود انواع ویتامینها مى شوند که اگر جبران نگردد ناراحتی هایى براى آنها به وجود مى آورد.[۲۰]

در ادامه هر قدر جنین رشد و نمو بیشتر مى کند مواد بیشترى از شیره جان مادر مى گیرد، و حتى روى استخوانهاى او و اعصابش اثر مى گذارد، گاه خواب و خوراک و استراحت و آرامش را از او مى گیرد، و در آخر دوران حمل راه رفتن و حتى نشست و برخاست براى او مشکل مى شود اما با صبر و حوصله تمام و به عشق فرزندى که به زودى چشم به دنیا مى گشاید و بر روى مادر لبخند مى زند تمام این ناملائمات را تحمل مى کند.[۲۱]

آری دوران وضع حمل، یکى از سخت ترین لحظات زندگى مادر است تا آنجا که گاه مادر جان خود را بر سر فرزند مى نهد.[۲۲]

به هر حال پس از آنکه مادر بار سنگینش را بر زمین گذارد، دوران سخت دیگرى شروع مى شود، حتى نارسایی های جسمی مادر در دوران رضاع و شیر دادن نیز ادامه مى یابد، چرا که «شیر، شیره جان مادر است». [۲۳]

هم چنین دوران مراقبت دائم و شبانه روزى از فرزند، دورانى است که مادر باید به تمام نیازهاى کودکى پاسخ گوید؛ کودکی که هیچگونه قدرت بر بیان نیازهاى خود ندارد، اگر دردى دارد نمى تواند محل درد را تعیین کند، و اگر ناراحتى از گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما دارد قادر به بیان آن نیست، جز اینکه ناله سر دهد و اشک ریزد، و مادر باید با کنجکاوى و صبر و حوصله تمام یک یک این نیازها را تشخیص دهد و برآورده کند.[۲۴]

بیماری هاى مختلفى که در این دوران دامان نوزاد را مى گیرد و مادر باید با شکیبایى فوق العاده به مقابله با آنها برخیزد مشکل دیگرى است. نظافت فرزند در این دوران مشکلى است طاقت فرسا، و تامین غذاى او که از شیره جان مادر گرفته مى شود ایثارى است بزرگ.[۲۵]

آری «مادر» در طول حدأقل سى ماه بزرگترین ایثار و فداکارى را هم از نظر روحى و عاطفى، و هم از نظر جسمى، و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام مى دهد.[۲۶]

 جالب اینکه خداوند در آغاز آیۀ شریفه قرآن،[۲۷] توصیه در باره هر دو مى کند ولى به هنگام بیان زحمات و خدمات، روى زحمات مادر تکیه می کند[۲۸] و تنها از ناراحتی هاى مادر سخن به میان آورده و سخنى از پدر در میان نیست که البته نه به خاطر عدم اهمیت آن است، چرا که پدر نیز در بسیارى از این مشکلات شریک مادر است، ولى چون مادر سهم بیشترى دارد بیشتر روى او تکیه شده است[۲۹] تا انسان متوجه ایثارگری های مادر و حق عظیم او گردد. [۳۰]

بی شک این شکرگزارى ها افزون بر این که باعث پرورش روح انسان مى شود، آحاد جامعه را به اکرام و احترام بیشتر به مادر تشویق مى کند و اگر مى بینیم در دنیاى امروز طى مراسمى از مقام مادر قدردانى مى کنند براى همان آثار مثبتى است که این کار در ارتقای قدرشناسی عمومی مردم از مقام مادر و پیشرفت جامعه دارد.[۳۱]

حضرت عیسی علیه السلام و قدرشناسی از مادر

گرچه حضرت مسیح علیه السلام که به فرمان نافذ پروردگار از مادر بدون پدر تولد یافت ولی همین اندازه که در آیه شریفۀ قرآن کریم از زبان او مى خوانیم«و برا بوالدتی ؛[۳۲]،[۳۳] مرا نیکوکار و قدردان و خیرخواه، نسبت به مادرم قرار داده است»[۳۴] که در مقام بر شمردن افتخارات خود نیکوکارى نسبت به مادر را ذکر مى کند و دلیل روشنى بر اهمیت مقام مادر و قدرشناسی آن حضرت است.[۳۵] چرا که قدرشناسی از حقوق مادر، انسان را به مقام قرب الهى می رساند، و مشمول الطاف خاص خداوند قرار می دهد .[۳۶]

اولویت در احسان به مادر نسبت به پدر در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله

اسلام برترین احترام را براى پدر و مادر قائل است، به نحوی که که حتى در صورت مشرک بودن، و دعوت به شرک کردن که منفورترین کارها در نظر اسلام است باز حفظ احترام آنها را در عین عدم پذیرش دعوت آنها به شرک واجب مى شمرد.[۳۷]

در قرآن نیز ذکر نیکى به پدر و مادر، بلافاصله بعد از مبارزه با شرک، و قبل از دستورهاى مهمى همانند تحریم قتل نفس، و اجراى اصول عدالت، دلیل بر اهمیت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است.[۳۸]

اهمیت نیکی به پدر و مادر وقتى روشن تر مى شود که توجه کنیم به جاى «تحریم آزار پدر و مادر» ، موضوع احسان و نیکى کردن« وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً[۳۹]؛ نسبت به آنها نیکى کنید»، ذکر شده است، یعنى نه تنها ایجاد ناراحتى براى آنها حرام است بلکه علاوه بر آن، احسان و نیکى در مورد آنان نیز لازم و ضرورى است.[۴۰]

لذا حق پدر و مادر از مسائلى است که در قرآن مجید زیاد روى آن تکیه شده و کمتر موضوعى است که این قدر مورد تاکید واقع شده باشد، و در پنج مورد از قرآن، بعد از توحید قرار گرفته است [۴۱] از این تعبیرهاى مکرر استفاده مى شود که میان این دو ارتباط و پیوندى است و در حقیقت چنین است چون بزرگترین نعمت، نعمت هستى و حیات است که در درجه اول از ناحیه خدا است، و در مراحل بعد به پدر و مادر ارتباط دارد، زیرا که فرزند، بخشى از وجود پدر و مادر است، بنا بر این ترک حقوق پدر و مادر، هم دوش شرک به خدا است.[۴۲]

اما در این میان، رعایت حق مادر از اولویت بیش تری برخوردار است به نحوی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در کلامی گهربار، فرزندان را به اولویت نیکوکاری درباره مادر توصیه فرموده‌اند؛ در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: مردى نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «یا رسول اللَّه من ابر؟ قال امک، قال ثم من؟ قال امک! قال ثم من قال امک! قال ثم من قال اباک!؛ اى پیامبر به چه کسى نیکویى کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد بعد از او به چه کسى؟ فرمود: به مادرت، بار سوم عرض کرد بعد از او به چه کسى؟ فرمود: به مادرت، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد، فرمود: به پدرت» [۴۳]،[۴۴]

اولویت حق مادر

آری حق مادر حتی از حق پدر برتر است و به قدری گسترده و مهم است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هرگاه در نماز مستحب بودی و پدرت تو را فرا خواند، نمازت را قطع نکن؛ ولی اگر مادرت تو را فرا خواند نمازت را قطع و اجابتش کن.[۴۵]،[۴۶]

فزونی نیکی به مادر

و یا امام باقر علیه السلام که می‌فرماید: حضرت موسی‌بن عمران علیه السلام سه بار به خدا عرض کرد: پروردگارا! به من توصیه‌ای کن! خدای سبحان در هر سه بار فرمود: تو را به خودم سفارش می‌کنم؛ آن‌گاه عرض کرد:‌ پروردگارا! مرا سفارش کن! فرمود: تو را سفارش می‌کنم به مادرت. سپس عرض کرد: پروردگارا! مرا سفارش کن. فرمود: تو را به مادت سفارش می‌کنم. باز گفت: پروردگارا! مرا سفارش کن. فرمود: تو را به پدرت سفارش می‌کنم.[۴۷]،[۴۸]

حق مادر؛ دو برابر حق پدر

از این جهت است که اما باقر علیه السلام فرمود: حق مادر از نیکی، دو سوم و برای پدر یک سوم است.[۴۹]،[۵۰]

بی شک شرح درد و رنج هاى مادر در راه پرورش فرزند هم به خاطر این است که محسوس تر و ملموس تر است، و هم به خاطر این که زحمات مادر در مقایسه با پدر از اهمیت بیشترى برخوردار است، و به همین دلیل در روایات اسلامى تاکید بیشترى در مورد مادر شده است.[۵۱]

چرا بهشت زیر پای مادران است؟

بدون شک اگر زحمات فراوانى را که مادر از هنگام حمل تا وضع حمل و دوران شیرخوارى و تا زمان بزرگ شدن او تحمل مى کند، رنج ها و تعب ها و بیداری ها و بیماری ها و پرستاری ها را که او با آغوش باز در راه فرزند خود پذیرا مى گردد در نظر بگیریم، خواهیم دید که هر قدر انسان در این راه بکوشد باز هم در برابر حقوق مادر بدهکار است.[۵۲]

در حدیث دیگرى که در بسیارى از کتب آمده است پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«الجنه تحت اقدام الامهات؛ بهشت زیر پاى مادران است»، لذا تنها از طریق خضوع و همچون خاک راه بودن در برابر آنها مى توان به بهشت برین راه یافت.[۵۳]

جهاد یا ماندن در کنار مادر؟!

با اینکه جهاد یکى از مهم ترین برنامه هاى اسلامى است، اما تا جنبه وجوب عینى پیدا نکند، یعنى داوطلب به قدر کافى باشد، در خدمت پدر و مادر بودن از آن مهم تر است و اگر موجب ناراحتى آنها شود شرکت در جهاد جایز نیست.[۵۴]،[۵۵]

در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که مردى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: من جوانى بانشاط و ورزیده ام و جهاد را دوست دارم، ولى مادرى دارم که از شرکت من در جهاد غمناک مى شود. حضرت فرمود: «ارجع فکن مع والدتک فوالذی بعثنی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله ؛ برگرد و با مادر خویش باش، قسم به خدایى که مرا به حق مبعوث ساخته است، اگر یک شب مادر با تو مأنوس باشد بهتر است از یک سال جهاد در راه خدا».[۵۶] ،[۵۷]

و یا در تعبیر دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم:« أ لک والده قال نعم قال ل فان الجنه تحت قدمها؛ آیا مادرى دارى عرض کرد آرى، فرمود: در خدمت مادر باش که بهشت زیر پاى مادران است»[۵۸]،[۵۹]

بی شک در مورد سایر واجبات کفایى و نیز مستحبات، مسأله چنان است که در مورد جهاد گفته شد.[۶۰]

آیا می توان حق مادر را ادا کرد؟

در حدیثى به این مضمون از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است؛ که مردى مشغول طواف بود و مادر پیر و ناتوان خود را بر دوش گرفته و طواف مى داد، پیامبر صلی الله علیه و آله را در همان حال مشاهده کرد عرض کرد : هل ادیت حقها ؛آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم، پیامبر در جواب فرمود: لا و لا بزفره واحده؛ نه حتى جبران یکى از ناله هاى او را به هنگام وضع حمل نکردی![۶۱]

سخن آخر:( تجلیل از مقام مادر؛ نشانۀ مسلمان واقعی)

اصولا دین مجموعه اى است از آداب است؛ ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پیامبر صلى الله علیه و اله و پیشوایان معصوم علیهم السلام، ادب در مقابل استاد و معلم، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.[۶۲]

در این بین پدر و مادر به سال هایى از عمر مى رسند که نگهدارى و تحملشان مشکل مى شود، اینجا است که باید فرزندان، امتحان خود را در زمینه حق شناسى و اطاعت فرمان خدا بدهند، و از پدران و مادران به بهترین وجه نگاهدارى کنند.[۶۳]

لذا هر کس شایسته نام انسان و مسلمان واقعی است باید در برابر پدر و مادر حق شناس باشد، و احترام و تکریم و نیکى به آنها را در تمام عمر فراموش نکند، هر چند با این اعمال هرگز نمى تواند دین خود را به آنها ادا کند.[۶۴]

البته مساله نیکى به پدر و مادر از اصول انسانى است که حتى کسانى که پایبند به دین و مذهبى نیستند نیز طبق الهام فطرت به آن جذب مى شوند، بنا بر این آنها که پشت پا به این وظیفه بزرگ مى زنند، نه تنها مسلمان واقعى نیستند که نام انسان براى آنها شایسته نیست.[۶۵]

[۱] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۶٫

[۲] همان.

[۳] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۳۴٫

[۴] همان؛ص۳۳۵٫

[۵] همان ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۶٫

[۶] همان ؛ ج ۱۲ ؛ ص۷۸٫

[۷] «قال ابن امّ اِن القوم استضعفونی؛ گفت فرزند مادرم این گروه مرا در فشار گذاردند». (سورۀ اعراف؛ آیۀ ۱۵۰).

[۸] تفسیر نمونه ؛ ج ۲ ؛ ص۴۳۵٫

[۹] همان ؛ ج ۲۷ ؛ ص۲۶۶٫

[۱۰] وسائل؛ ج ۱۵؛ ص ۱۷۵٫

[۱۱] ر.ک: تفسیر نمونه؛ج۱۲؛ ذیل آیه ۲۳ سوره اسراء.

[۱۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۷٫

[۱۳] سورۀ لقمان؛ آیه ۱۴٫

[۱۴] اخلاق در قرآن ؛ ج ۳ ؛ ص۹۴٫

[۱۵] سورۀ احقاف؛ آیۀ۱۵٫

[۱۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۲۴٫

[۱۷] همان ؛ ج ۱۷ ؛ ص۴۰٫

[۱۸] همان.

[۱۹] همان ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۲۶٫

[۲۰] همان ؛ ج ۱۷ ؛ ص۴۰٫

[۲۱] همان ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۲۶٫

[۲۲] همان ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۲۶٫

[۲۳] همان ؛ ج ۱۷ ؛ ص۴۰٫

[۲۴] همان ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۲۶٫

[۲۵] همان ؛ ص۳۲۷٫

[۲۶] همان ؛ ج ۱۷ ؛ ص۴۰٫

[۲۷] «وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ؛ و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم» ،(سورۀ لقمان؛ آیه ۱۴).

[۲۸] «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ؛ مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است»،(سورۀ لقمان؛ آیه ۱۴).

[۲۹] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۲۷٫

[۳۰] همان.

[۳۱] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۷۷٫

[۳۲] سورۀ مریم؛ آیۀ۳۲٫

[۳۳] « بر»( به فتح با) به معنى شخص نیکوکار است، در حالى که« بر»( به کسر باء) به معنى صفت نیکوکارى است، و باید توجه داشت که این کلمه در آیه فوق عطف است بر مبارکا، نه به صلاه و زکاه، و معنى در واقع چنین است«جعلنى برا بوالدتى؛ مرا نیکوکار نسبت به مادرم قرار داد».

[۳۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۳٫

[۳۵] همان ؛ ص۵۶٫

[۳۶] همان ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۳۷٫

[۳۷] همان ؛ ج ۱۶ ؛ ص۲۱۸٫

[۳۸] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۶۶۴٫

[۳۹] سوره نساء؛ آیه ۳۶٫

[۴۰] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۶۶۴٫

[۴۱] سوره بقره؛ آیه ۸۳، سوره انعام؛ آیه ۱۵۱، سوره اسراء؛ آیه ۲۳، سوره نساء؛ آیه ۳۶٫

[۴۲] تفسیر نمونه، ج ۳، ص: ۳۷۹٫

[۴۳] وسائل الشیعه؛ ج ۱۵؛ ص ۲۰۷٫

[۴۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۶٫

[۴۵] مستدرک الوسائل؛ ج۱۵؛ ص۱۸۱٫

[۴۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۶٫

[۴۷] امالی؛ صدوق؛ ص۵۱۱٫

[۴۸] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۶٫

[۴۹] امالی؛ صدوق؛ ص۵۱۱٫

[۵۰] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۳۳٫

[۵۱] همان.

[۵۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۷٫

[۵۳] ر.ک:مجمع البیان.

[۵۴] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص۳۶۴٫

[۵۵] همان.

[۵۶] کافى؛ ج ۲؛ ص ۱۶۳؛ ح ۲۰٫

[۵۷] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۲ ؛ ص۷۹٫

[۵۸] جامع السعادات؛ ج ۲؛ ص ۲۶۱٫

[۵۹] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۵۷٫

[۶۰] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص: ۳۶۵٫

[۶۱] فى ظلال؛ ج ۵؛ ص ۳۱۸٫

[۶۲] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۴ ؛ ص۴۹۵٫

[۶۳] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۶ ؛ ص۲۱۸٫

[۶۴] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۴۹۱٫

[۶۵] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۳۳۳٫»

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

استفاده از مطالب فقط با نوشتن نام پایگاه خبری دیار سید مجاز است